پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۸۸

مردگان زرخريد

مردگان زرخريد(بردگان مرده) «dead souls»گوگول

اثر نيكولاي واسيلييويچ گوگول  «Nikolai Gogol»

ترجمه ي فريدون مجلسي

نشر رسانه

  من پيش از اين در مورد گوگول و قدرت نويسندگي او و تاثيراتي كه بر ادبيات روسيه و جهان گذاشته است مطالب پراكنده اي خوانده بودم. مثلا به ياد دارم مطلبي در مورد زندگي نويسنده ي شهير روسي آنتوان چخوف خوانده بودم كه در آن به نقل از يك نويسنده ي روسي ديگر,چخوف را از لحاظ توانايي ادبي با گوگول مقايسه كرده بودند و در اين مقايسه فرض بر اين بود كه نسبت به رفعت جايگاه ادبي گوگول, همه ي خوانندگان مقاله اطلاع كافي دارند. با توجه به اينكه چخوف نيز خود نويسنده ي بزرگي بوده و در ايران تقريبا شناخته شده تر است, اين مقايسه براي من بيشتر روشن گر عظمت گوگول در عرصه ي ادبيات بود تا او!

با اين پيش زمينه فكري,چند روز پيش كه مطالبي در باره ي ژوزه ساراماگو ميخواندم دوباره به نام گوگول بر خوردم كه ساراماگو او و سروانتس را نویسندگاني برشمرده بود كه بر سبك نويسندگي او تاثير گذار بوده اند.

همين شد كه وقتي در كتابخانه چشمم به اين كتاب(مردگان زرخريد) افتاد بلافاصله تصميم به خواندن آن گرفتم و الآن از اين بابت بسيار خوشحالم چون با نويسنده اي بزرگ آشنا شدم كه ميبايست پيش تر از اينها او را ميشناختم.نويسنده اي كه در اين كتاب با كلمات نقاشي ميكند و تا حالا كمتر نويسنده اي را ميشناسم كه از قلمش    توصيفاتي به اين روشني و گيرايي تراوش كرده باشد.

داستان كتاب بر ميگردد به دوران روسيه ي تزاري كه در آن بين مردم روابطي مثل نظام ارباب و رعيتي سابق ايران بر قرار است و اكثريت مردم روسيه با نام" سرف" رعيت هاي زر خريد ارباب ها و ملاكان محلي هستند. نويسنده در اين كتاب(آنطور كه تا آن زمان مرسوم بوده) يك داستاني ماجرايي را شرح نميدهد و

به گفته ي مترجم, اين اثر كه مشهور ترين كتاب گوگول ميباشد داستاني بدون طرح خاص به شمار ميرود و نويسنده در آن با طنز خاص خود اوضاع فرهنگي,اجتماعي و سياسي روسيه ي تزاري را مورد حلاجي و ريشخند قرار ميدهد.

ترجمه ي فارسي كتاب مقدمه ي خوبي دارد كه در آن نكات لازم و پيش زمينه اي براي مطالعه ي كتاب ارائه شده.

چيزي كه اينجا ميخواهم بنويسم برداشتي است كه من از شخصيت نويسنده  داشتم. به نظر من گوگول را ميتوان در زمره ي وطن پرستان واقعي و بي غرض دانست كه هدفش از نويسندگي واقعا خدمت به مردم ميهنش بوده و در اين كتاب با وقار كامل و طنزي گزنده و در عين حال تامل بر انگيز  اين كار را به نحو مطلوبي انجام داده . قدرت طنز گوگول(آنطور كه معمول است) وصيله اي براي خود نمايي نويسنده و تمسخر ديگران نبوده و از نوشتن اين كتاب اهداف والايي داشته است.در بخش پاياني كتاب ميتوان قدر از نگراني هاي نويسنده را ديد:

من مورد حمله ي وطن پرستان نيز قرار خواهم گرفت.اين اشخاص در كنج آرامي مينشينند و در حالي كه به اموري كه هيچ ربطي به وطن پرستي ندارد مشغولند,مبالغ گزافي پول روي هم انباشته ميكنند و يا برنامه ي زندگي خود را با هزينه ي ديگران تنظيم ميكنند.ولي اگر اتفاقي بيافتد ه تصور رود نسبت به مادر وطن توهين آميز مي باشد, مانند چاپ كتابي که حاوي حقايقي تلخ ميباشد, همچون عنكبوتي كه مگسي اثير تارهايش شده باشد, از نهانگاه خود بيرون ميجهند.

 بعد از اين متن داستان كوتاهي را مي آورد كه با حالتي تمثيل وار از افرادي كه خود را عاشق وطن میدانند ولي نقايص آن را نميبينند و هرگز در صدد رفع آن ها بر نمي آيند,انتقاد ميكند و خود را كسي ميداند كه با اين كتاب آن نقايص را به تصوير كشيده و براي رفع آنها خود را در معرض هر اتهام كذبي قرار داده.

گوگول در اين كتاب حتي احساسات و افكار و جهت گيري هاي خوانندگانش را پيش بيني ميكند و پيشاپيش به بسیار از ابهامات پاسخ ميگويد.

در كل اثر بزرگي است كه بايد بيشتر از اينها در مورد زواياي زيبا و در عين حال انتقادي آن,نوشته شود و ميتواند الهام بخش شما براي بيان تلخي هاي زندگي با زبان شيرين طنز باشد.

 

 

 

نوشته شده توسط علی در 1:20 |  لینک ثابت   •